رفت تا زنده کند خاطره ی خیبر را

 

وقت تدفین عزیزم ، دل شب غمگین بود

علم قافله بر گرده ی ما سنگین بود

 

رفت تا دشت پر از بانگ دلیران بشود

زوزه ی گرگ،گم از نعره ی شیران بشود

 

رفت تا طعنه زند عشق به سر پنجه ی مرگ

رفت تا پنجه در اندازد در پنجه ی مرگ

 

رفت بر هجمه ی فرعون زمان نیل شود

یورش ابرهه را فوج ابابیل شود

 

رفت تا زنده کند خاطره ی خیبر را

زوزه ی حارث و مرحب ،علم حیدر را

 

راه این واقعه را دید و به خاطر بسپرد

هرکه می رفت دو صد قافله دل با خود برد

/ 30 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

از این پاییز هفت رنگ تا قلب یک رنگ تو راهی نیست. تو، تنها یک نیم قدم بردار من، همه ی فاصله ها را تا تو دویده ام

جامانده شلمچه

سلام ممنون از مطالب زیبا و پر از احساسات وبتون .امروز اکثرش رو خوندم خیلی به دلم نشست. در مورد اون مطلب وب من که گفته بودین از شماست . شرمنده من اون مطلب رو از یه وب دیگه با اجازه مدیر وب کپی کرده بودم حالا که فهمیدم مال شماست گفتم شاید راضی نباشین پاکش کردم. باز هم منتظر حضور سبز ونظرات سازنده شما هستم. در پناه حق یا علی

جامانده شلمچه

سلام ممنون از مطالب زیبا و پر از احساسات وبتون .امروز اکثرش رو خوندم خیلی به دلم نشست. در مورد اون مطلب وب من که گفته بودین از شماست . شرمنده من اون مطلب رو از یه وب دیگه با اجازه مدیر وب کپی کرده بودم حالا که فهمیدم مال شماست گفتم شاید راضی نباشین پاکش کردم. باز هم منتظر حضور سبز ونظرات سازنده شما هستم. در پناه حق یا علی

حجت الله رستگار نامدار

مدتی بود دلم نمیگرفت سیاه بود از شهدا اومدم صبح بود رفتم وب گردی دیدم نوشته یادگار شهید باز کردم خوندم بغضم پکید منفجر شد گفتم الله اکبر شهدا رفتم و هنوز حرف نزده جواب دادن گفتم بریدم چرا اشک چشم ندارم اما اون روز شهید نقاشان بارون رو داد به چشام آجی جونم یکم از انجیل برات میگم بخون ببین عیسی چطور با دل ما حرف میزنه

حجت الله رستگار نامدار

انجیل متی : خوشا به حال غم زده ها ، چرا که آرام خواهند شد ! خوشا به حال فروتنان ، چرا که سلطان جهانند و نمی دانند ! خوشا به حال تشنه گان و گشنه گان ، چرا که سیر عدالت هستند ! خوشا به حال مهربانان ، چرا که مهربانی می بینند ! خوشا به حال آنانکه برای شادی مردم در تلاشند ، چرا که خدا شادشان میکند ! خوشا به حال نیکانی که آزار می بینند ! خوشا به حال گریه هائی که پشت خنده است ! خوشا به حال چشمانی که هرگز نمی خندند ! خوشا به حال احوال پریشان و گرفته !

سید مرتضی

خواهرم صدای من به جایی نمی رسد اما امر شماست امشب باید چند تا جلسه برم و آخر هم گوهرشاد مناجات...(محض ریا) چه باید بنویسم جز اینکه اطاعت کنم و یک دعا میکنم خدایا به حق حضرت زینب به خواهر ما صبر بده... ای کاش من آنجا بودم کنار مزار پدر... خیلی دارم خود خوری میکنم... یارش باش طاقت بیارد...

خادم شهدا

سلام با کلیپ روایتگری و ... به روزم منتظر نظرات گرمتان هستیم

نوید

عکسهای شهیدان رو زمان خدمتم نگاه کردم .فیلمهای زیادی هم دیدم راجبشون.هیچکس نمیتونه شرایط اونها و از خود گذشتگیهاشون رو برای کشور درک کنه .من و قتی راجبشون فکر میکنم یا عکساشونو میبینم فقط بی اختیار گریه میکنم.کاش روح بزرگی مثل اونها داشتم.امیدوارم که از دست ما راضی باشن و ما بتونیم راهشونو ادامه بدیم